تبليغاتX
Architecture Intelligence



Architecture Intelligence

نبوغ معماری



نویسنده : محمد ناصری ; ساعت 12:17 روز جمعه یکم خرداد 1388

بعد از این همه وقت به یاد استاد بزرگم آپ می کنم.همون استادی که آخرین پست ها همه از خاطرات آتلیه اون بود.مهندس سخنوری

چرا چشمهایت را میبندی؟ بگذار تا باران خون رنگ چشمانت آبروی این شب سیاه را ببرد ببین چه قدر کوچه ها سنگدل شده اند، چه قدر آسمان گرفته است، چه قدر مرگ میبارد! مصیبت تو را در گوش کدام سنگ بخوانم که ذره ذره بشکند. که خداحافظی تو پیراهن مرگ بر تن دریا کرد ارکانِ این هنگامه، روزی بر صخره های تاریخ نوشته خواهد شد فردا، باران هنر تو بر شاخ ههای خشک شهر شکوفه خواهد داد.




دسته بندی :

    لینک مطلب