تبليغاتX
Architecture Intelligence



Architecture Intelligence

نبوغ معماری



نویسنده : محمد ناصری ; ساعت 2:13 روز شنبه سیزدهم آبان 1385

واقعيت فيزيكي، محيط مجازي :virtual reality



در كتاب متافيزيك واقعيت مجازي مايكل هيم
مي پرسد : « آيا تمامي جهان سميوليك نيست؟ وجه تشابه و تمايز محيط مجازي و مصنوع چيست؟ آيا ساختمان هاي مجازي به راستي ساختمان هستند؟»

پاسخ به سوالات بالا چندان ساده نمي نمايد؛ پيش از هر چيز ميبايستي به يك سري تعاريف معين و قرار دادي دست يابيم:
جهان: تمامي كيهان يا آنچه اصولا وجود دارد؛ همه چيز و دقيقا همه همه چيز چه قابل طبقه بندي و چه غير قابل طبقه بندي
نماد: آنچه به صورت فراردادي يا عرفي معطوف ميدارد ذهن را به طريفي نمونه پرداز يا نمايشي يا فرا خواننده و متبادر كننده (در معناي فاعلي كلمه) به چيزي يا كيفيتي ديگر.
ساختن: به وجود آوردن چيزي به طريق هم بندي قسمت ها يا مواد { اوليه } به طرزي خلاقانه
ساختمان: كيفيتي پايدار (غير موقت) از سازه با ويژگي ميان باره اي (داشتن حصار گونگي و مانعيت محتوايي و نه لزوما جامعيت) مسبوق به محتواي حمايتي در برابر عناصر اصلي
مجاز: در جهان كامپيوتريزه شده به واقعيت غير فيزيكي اطلاق ميشود كه با هدف وانمود واقعيت به صورت نرم افزاري پديدار ميشود.
واقعيت مجازي» : توليدي نرم اقزاري- رايانه اي از يك پنداره يا محيط كه براي حواس » virtual reality (بيشترمعطوف به حواس بصري) معادل واقعيت، وانموده گردد.
محيط: كالبد و وضعيت فراگيرنده؛ ميتواند در مفهوم نرم اقزاري يا سخت افزاري مد نظر باشد..

با اين مقدمه، علي رغم مفهوم محافظه كارانه ساختمان به عنوان يك كالبد محافظتي در برابر عوامل طبيعي (در تعبير فلسفه وجودي)، يك ساختمان مجازي به صرف ارتباط با حوزه بصري (يا سمعي و بصري) مخاطب يا كاربر، پديدار (يا پديده دار) ميشود.

در اصل، آنچه براي تحليل كيفي تقاوت اين دو نوع فرا كنش (واقعي و مجازي) به عنوان معيار سنجش كليدي مطرح ميگردد، ساختار كالبدي (فيزيكي) بدن انسان از نظر سيستم دركي – ارتباطي ميباشد. اين سيستم دركي- ارتباطي به عنوان بنمايه اصلي مفهوم دهنده به واقعيت (وحقيقت) انسان است ـ واقعيتي كه كاملا نماد گرايانه تعريف ميشود ـ و با خروج از آن (به فرض اينكه اين امر امكان پذير باشد)، طراز معمول استدلالي زايل ميگردد.
همانطوري كه اشاره شد يك ساختمان مجازي به طريق ديداري يا بصري، ارتباط گيري ميكند؛ آنچه اهميت دارد، تلاشهاي پي گيري است كه در راستاي ابزار مند كردن اين نوع واقعيت براي گسترش حوزه ارتباطي- كالبدي آن است. البته رجحان هاي موجود در وافعيت نسبت به مجاز همواره (حداقل تا آينده اي نه چندان نزديك) غير فابل انكار به نظر ميرسد، اما امتياز هاي هوشمندانه وافعيات مجازي نيز نبايد ناديده گرفته شود.

Heim, Michael, The Metaphysics of Virtual Reality, Oxford



    لینک مطلب  



نویسنده : محمد ناصری ; ساعت 2:14 روز جمعه دوازدهم آبان 1385

عناصر مجازی درمعماری

بهتر است بین چیزهای ممكن و چیزهای مجازی، همانند ژیل دولوز، تمایز قایل شویم. چیزهای ممكن در مقابل چیزهای واقعی قرار می‌گیرند. اشیاء ممكن فرآیند ادراك را پشت سر می‌گذارند.در حالیكه اشیاء مجازی در نقطه مقابل اشیاء واقعی قرار ندارند. آنها خود از قبل كاملاً واقعی‌اند. بعقیده دولوز، فرآیند شخصیت بخشی به اشیاء مجازی، نه ادراك آنها بلكه تبدیل به واقعیت كردن آنهاست. پس فرق ادراك اشیاء ممكن و واقعیت‌بخشی اشیاء مجازی چیست؟ اشیاء ممكن پس از واقعیت ساخته می‌شوند.
با ترفندی، چیزهای ممكن، شبیه چیزهای واقعی‌ای فرض می‌شوند كه گویی از قبل وجود داشته‌اند، در حالیكه واقعیت‌بخشی اشیای مجازی، به كمك تفاوتها، پراكندگی و تفكیك پیش می‌رود. این شكل از واقعیت بخشی، در اساس كاملا نامرتبط با هویت می‌باشد. به عنوان یك فرآیند، ارتباطی با مشابه‌سازی ندارد. موارد واقعی كاملا متفاوت از موارد مجازی‌‌ای‌اند كه توسط موارد واقعی، واقعیت یافته‌اند. كانسپت‌هایی كاملا مجازی وجود دارند كه به واسطه انواع مختلف تمایز، به واقعیت تبدیل می‌شوند. آنها دسته‌ای هستند كه به عنوان تمایزها ظاهر می‌گردند. كانسپت معماری لوكوربوزیه، دقیقاً چنین شكلی از موضوعات مجازی است.
این، معمولا معماری را به شكل یك سئوال در می‌آورد. طبق نظر دولوز، سئوالات، چند پهلو و مجازی‌اند و جواب‌هایی تولید می‌كنند كه به شرایطشان شباهتی ندارند. اگر اینطور باشد، موجودیت معماری مجازی، موجودیت سئوالاتی است كه باید پاسخ داده شوند. البته سئوالات برای دادن جوابهایی كه از قبل وجود داشته‌اند مطرح نمی‌شوند. سئوالات از قبل مطرح نمی‌شوند و زمانیكه جواب ها پیدا شد نیز از بین نخواهند رفت. درك معماری مجازی، یافتن جوابی برای مشكلات مطرح شده به وسیله دسته‌ای از متغیرها (مانند نیازهای عملكردی، هزینه‌ها، مقیاس و چیزهای دیگر) نیست، بلكه حركتی است به سوی معماری‌ای كه خود سئوال باشد. برای لوكوربوزیه، معماری از آن نوع سئوالات مشكل بود، از همین رو او مجبور به ادامه ساخت جوابهای مختلف در طیف متنوعی از رسانه‌ها شد. كار پیرانزی و نقشه‌های معماران رویاپرداز ، نمونه‌های قابل توجه معماری مجازی به عنوان سئوالاتی از این دست بودند. از اینرو، می‌تواند چنین درنظر گرفته شود كه این سئوالات، ارتباط چندانی با امكان ادراك ندارند. ه بیان دیگر آنها موضوعات ممكن نبودند. در مقابل، نقشه‌های آنها، تفكرات معماری متداول را كمرنگ می‌كرد. آنها فرمی از سئوالات سختی هستند كه امكان آن نوع معماری را پدید می‌آورند. به هر حال تنها زمانی قادر به فرار از قلمرو تشابه و هویت می‌باشد كه تفكر معماری مجبور به انجام چنین چیزی، به وسیله سئوالاتی ناسازگار شود.
همانطور كه در مثال لوكوربوزیه دیده شد، معماری مدرن خود را در این دست سئوالات مشكل، آشكار كرد تا از فرهنگ معماری آزار دهنده قرن 19 رهایی یابد. این به معنای چشم‌پوشی از تمام امكاناتی است كه معماری قبلا به دست آورده بود. سنت غنی سمبولیسم و فرهنگ دكوراتیو، تحلیل رفته و تهی را به تصویر می‌كشد. همزمان مدرنیسم روی طبیعت مادی خود مصالح متمركز شد. خلاصه، چون فرهنگ، محدود و خسته كننده شده بود، توجه، دوباره به قدرت ذاتی مصالح عریان چون فلز، شیشه و بتن معطوف شد.
برای مثال، آسمان خراشهای میس ون در روهه (كه فقط در مونتاژ عكس موجود‌اند و ساخته نشده‌اند) دقیقاً این نوع ازبیان مصالح، از میزان بی‌شكلی هستند. این آسمان خراش‌های شیشه‌ای به عنوان اشیایی قد برافراشته هستند كه در نهایت استفاده و به كارگیری تمامی امكانات ذاتی معماری شیشه‌ای، به دست می‌آیند. بعقیده دولوز، نتیجه این فرآیند استخراج، تصوری ذهنی است. ر نهایت، در پایان تمام این امكانات، ما فهمیدیم كه تصوری ذهنی ساخته‌ایم. فرآیند خویش انتشاری انرژی مجازی متمركز، تصوری ذهنی در این موارد است. دقیقا فرآیند انتشار و خروج است. برای میس، اولین تجارب معماری از این دست، معماری به عنوان تصوری ذهنی بود. فرآیند استخراج به سمت تصور ذهنی هدایت می‌شد، او معماری را به سمت نقطه‌ای سوق داد كه تصوری از قدرت تنها داشت و بیانگر هیچ‌چیز دیگری نبود. بناهایی كه میس مكررا طراحی می‌كرد، در واقع پاسخ‌هایی مختلف، به پرسشی بود كه آن تصور ذهنی، مطرح می‌كرد. در بسیاری از پاسخ‌هایی كه او داده، آسمان خراشهای شیشه‌ای‌اش مصرانه حفظ پایدار موجودیت مجازی‌شان را ادامه دادند، در حالیكه تفاوتهای اساسی در جوابها وجود داشت.


A translation from English to Persian for 'Contemporary Architecture Course' Written by Jun Tanaka Translated by Abolfazl Habib



    لینک مطلب  



نویسنده : محمد ناصری ; ساعت 20:15 روز پنجشنبه یازدهم آبان 1385

واقعیت ملموس معماری مجازی

اگر به اصطلاح معماری مجازی،‌ به عنوان معماری فضای مجازی كه در مقابل فضای واقعی قرار دارد، چیزی فراتر از فضایی كه می‌تواند به فضای واقعی یا چیزی شبیه آن ترجمه شود نباشد، پس فقط می‌تواند موضوعی ممكن باشد، نامرتبط با مجازیت، همانطور كه در بالا شرح داده شد. اگر آن به سادگی طراحی یك ارتباط با واسطه باشد، همانند ارتباط با واسطه سیستم هدایت، پس نزدیكی به فضای واقعی می‌تواند برای فهمیدن، ساده و عامه‌پسند باشد. یك جواب كافی خواهد بود. در این حالت شبیه‌سازی فضای چند بعدی در نمایشگر، می‌تواند برای دستیابی به فضای سه بعدی بر روی پرده نمایش، بر تكنیك‌های پرسپكیتو تكیه كند. از سوی دیگر، زمانیكه آزادی فضای سایبر، با احترام به فضای واقعی، تحت فشار است، نتیجه تنها كاهش تنوع فرمی طراحی است. بسیاری از تصوراتی كه به این منظور ساخته شدند اصطلاحا همان چیزی‌اند كه نواك آن را معماری سیال خواند، تصوراتی كه در حال سقوط به ورطه نوعی فرمالیسم اكسپرسیونیستی است. اگر معماری مجازی زمینه‌ای باشد كه این نوع از طراحی دلخواه را مجاز شمارد، پس از آن چنین به نظر می‌رسد كه طراحی باید چیزی شبیه اشیاء موجود باشد، برخی چیزهاییكه همانطور كه قبلا هم موجود بودند، ساخته شدند. ممكن است این در محدوده پیشگویی قرار گیرد. لازمه معماری مجازی، مجازی شدن چیزی به درستی است كه اتفاقاً، متوقف نمودن بازی با این گونه آزادی دلخواه و در عوض استخراج، به كارگیری و تخلیه تمام امكانات آن می‌باشد. این همچنین می‌تواند به عنوان خواست نبود آزادی در حالیكه آن را نداریم، بیان شود. خواسته معماری مجازی چگونگی حاضر نمودن كامپیوتر و شبكه‌های كامپیوتری نیست، هرچند كه آنها هم از همان نوع فضای واقعی و یا جهانی مشابه آن بودند. تنها همانطور كه عكسها معماری را تغییر دادند، معماری مجازی هم، معماری را تغییر می‌دهد. آن هم به صورت حركتی(حمله ای) تند به سوی معماری خواهد بود و به وسیله تفكیك، با احترام به فضای واقعی، چنان خواهد كرد. به جای ارتباط با واسطه ساده برای فهمیدن و ساده برای استفاده كردن، آن طبیعت سازگار كامپیوتری با احترام به اندام انسانی است. احساس پایداری در مقابل آن به عنوان اندامی بیگانه، كه تذكری برای تفكیك تهیه خواهد كرد.
در فیلم درام ویدیویی (ساخته) دیوید كروننبرگ، تلویزیون، فردی را به داخل خود می بلعد. هنرمند، استلارك، به هر بخش از بدن خود حسگرها و شبیه‌سازهایی نصب می‌كند كه به اینترنت متصل‌اند. عملكرد او تركیبی از تكنولوژی و بدن است. از این رو كامپیوترها و سایر رسانه‌های الكترونیكی، بعدی قابل لمس دارند. ما می‌توانیم آنها را حس كنیم، زمانیكه با پوست بدن ما تماس پیدا می‌كنند. كامپیوتر، بسیار پیش از آنكه به ماشین خالص بدل شود، انگلی فریبنده و منحرف است كه به بدن ما متصل است. وقتی هنگام حركت نوت بوكهایمان را در دست داریم لذت بی‌سابقه‌ای را از بعد انگلی به دست می آوریم. اینطور به نظر میرسد كه واقعیت زندگی روزمره ما، پیشاپیش بر فضای سایبر استوار شده باشد. به نحوی كه با بدنهایمان، دریافت احساسات لمسی از فضای سایبر را فراهم می‌كنیم و نه فضای واقعی معماری وشهرها. ما قبلا توسط معماری مجازی احاطه شده و در درون “رحم مانند“ آن حبس شده ایم. در رمانهای «سایبز پانک» فضای سایبر عموما نیمی از حقیقت است، نیمه دیگر مكانی بی‌قانون و حاشیه‌ای در شهر است. به همین ترتیب، توسعه معماری مجازی، به زوال و افول شهرها و معماری وابسته است. زمانیكه معماران سایبر، در تلاش برای پوشاندن خرقه واقعیت به معماری مجازی، به فرمالیسم ساده متوصل شدند، واقعیت فعال اطراف ما شروع به فروپاشی كرد. این فروپاشی و تغییرات شكل گرفته در بدن ما در اثر تماس با رسانه‌های الكترونیكی در بسیاری از مباحث معماری مجازی نادیده گرفته شده است. نتیجه، جستجوی فرمالیستی برداشت‌هایی تصویری است.
معماری مجازی مشكل یك طراحی نیست تا معماری و معمار هركدام بتوانند جوابی برای آن عرضه كنند كه از آن خوشنود باشند. بلكه شرایطی است كه ما می‌خواهیم در پایان قرن بیستم و از طریق رویارویی‌ جسمی، حسی و تحریكی با كامپیوتر، تحت این شرایط زندگی كنیم. محتملا، آن سئوالی پیچیده و تهدیدآمیز برای معماری و معمار خواهد بود. آن تنها به عنوان خشونتی از این ماهیت است كه معماری مجازی می‌تواند به شی مجازی تبدیل شود و قدرت تغییر تفكر معماری زمانه را داشته باشد .


A translation from English to Persian for 'Contemporary Architecture Course' Written by Jun Tanaka Translated by Abolfazl Habib



    لینک مطلب  



نویسنده : محمد ناصری ; ساعت 2:17 روز چهارشنبه دهم آبان 1385

واریخت بزرگ

«كلیك» كردن در فضاهای سایبر همچون حضور در گردشگاه های جدید معماری است. نظریه آرمان شهری ویلیام میشل ماهیت ماهوی، جدایی ناپذیر و معمارانه فضاهای سایبر را مطرح می كند. بهر حال معماران مجبورند موضوع طراحی دنیای مجازی را جدی بگیرند. ولی فعلا ملاحظه می كنیم كه برنامه نویسان و متخصصان علوم كامپیوتر اكثر مكان‌های مجازی را طراحی می كنند و در بسیاری موارد این مكان‌ها تا اندازه ای كه بتواند خواسته های افراد را حداقل در كوتاه مدت برآورده سازند، عملكردی هستند.


معماری مجازی جامعه اطلاعاتی جایگزینی است که دگرگون می کند و درحال دگرگون سازی قوانین کلاسیک است. درواقع بهره از مجاز گرفتن بخاطر توسعه و گسترش حقیقت است. گسترش حوزه اندیشه و تفکر با ورود به مجاز و دنیای آن عملی به نظرمی رسد و امکانی جدیدرافراهم می‌سازد.شبکه، شخصی سازی، پویایی و ارتباط ارکان جامعه اطلاعاتی فوق الذکرراتشکیل می‌دهند.
انسانی که ارتباط با شبکه اطلاعاتی گسترده ای دارد، دچار پویا یی می شود ومی اندیشد که: من به دنیای اطلاعاتی احاطه دارم واین دنیا مرا کاملا می‌شناسد.
آیا کدامین دنیاست که با ما مرتبط است؟ آیا چه کسی دنیای آینده راطراحی خواهد کرد؟ با دانستن این می توان دریافت که علوم محدود کلاسیک که باهندسه و وزن مرتبطند دیگر وسعت و بهایی ندارند و با تکیه برمجاز و در سایه آن می‌توان نیروها و امکانات جدیدی را شبیه سازی کرد.
معماری انتقالی درجستجوی عبور از دنیای معماری فیزیکی به سمت معماری فضای مجازیست.
پس می توان دریافت که حقیقت مجازی چه امکاناتی در اختیار طراحان و معماران گذارده است. حقیقت مجازی در اصل امکانی برای طراحی و رمزیابی تکوینی و پیدایشی یک اندیشه است؛ دراینجا می توان براین نکته توجه کرد که درواقع تمام معماران بالذات بر مجازواقفند ولی باید گفت که این مطلب رادرک می کنند اما قادر به ساختن و پرداختن به آن نیستند.
ابزارووسایل مورد استفاده معماران در گذشته تاثیر بسزایی در آثارشان داشت. با گسترش و شناخت تکنولوژی های جدید می توان این را مطرح ساخت که زمان، حرکت و شدت جریان علوم محدودی هستند وشبیه سازی و مطابقاتی را باید به دست آورد که راه و مسیردیگری را برای طراحی معماری مهیا سازد. دراین عصر ما به معمارانی که خالق تصاویر زیبا هستند نیازی نداریم. امروزه هر کسی قادر به انجام چنین کاری است. بعدازاین معمار کسی است که ساختمانهایی بسازد که خالق نوعی اندیشه باشد. به عبارتی اندیشه‌ای که طراحی می کندواثری که گویای اندیشه نویست.
این است سرآغاز عصرنوین دیجیتال آماده باشید برای وراریخت بزرگی در ارتباط ما با فضا.
اگر همواره مانند گذشته بينديشيد، هميشه همان چيزهايي را به‌دست مي‌آوريد كه تا بحال كسب كرده‌ايد، فاينمن




    لینک مطلب